زندگیه من شده یه تابلو که هر کسی هر جوری دوست داره نگاش می کنه و تعبیرش می کنه...عادت کردم...انسان جوری ساخته شده که به همه چیز عادت می کنه...حتی به درد و رنج...دلم گرفته...از همه چی...اما نه از همه ی آدما هنوزم دلی دارم که عاشقانه می تپه..برای او
پس به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد...
سلام...
|+|
نوشته شده توسط آتوسا در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 2:33

