عسل خاتون
عسل خاتون من صبر من وما رو بلد نیست
ستاره چین من انکار فردا رو بلد نیست
اگه عاشق بشه بارونی همیشه خوابش
سر گریه داره ناز نگاهش
عسل خاتون دلت هم گریه کم داره غریبم
منم از لحظه های عاشقانه بی نصیبم
عسل خاتون دلت هم گریه کم داره غریبم
منم از لحظه های عاشقانه بی نصیبم
عزیز آشنا پرکن منو با هق هقت باز
بیا با هم بمونیم تا ابد شهزاده ناز
عسل بانو دیگه گریه نداره ماتم تو
خریداری نداره اون نگاه حاتم تو
عسل خاتون من صبر من وما رو بلد نیست
ستاره چین من انکار فردا رو بلد نیست
اگه عاشق بشه بارونی همیشه خوابش
سر گریه داره ناز نگاهش
عسل خاتون دلت هم گریه کم داره غریبم
منم از لحظه های عاشقانه بی نصیبم
عسل خاتون دلت هم گریه کم داره غریبم
منم از لحظه های عاشقانه بی نصیبم
عزیز آشنا پرکن منو با هق هقت باز
بیا با هم بمونیم تا ابد شهزاده ناز
عسل بانو دیگه گریه نداره ماتم تو
خریداری نداره اون نگاه حاتم تو
عسل خاتون من صبر من وما رو بلد نیست
ستاره چین من انکار فردا رو بلد نیست
اگه عاشق بشه بارونی همیشه خوابش
سر گریه داره ناز نگاهش
اینم لینکش:
http://music.tirip.com/g.htm?id=13624&title=Asal%20Khaatoon&tag=pms


...خلاصه بلند شدم ۴تا فحش زیر لب دادم و صبحونه ی جناب رو دادم و تشریف بردن ساعت ۸اومدم بخوابم دوباره یکی صدام کرد...دیدم آقا بابا ست ...(آقا بابا یعنی بابام) عین طلب کارا گفت:آتی پاشو این صبحونه ی منو بده واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای می خواستم بمیرم
بلند شدم چایی ریختم که آقا بابا خان بخوره ...چشمتون روز بد نبینه تا قیافه ی منو دید گفت :آتی چرا اینقدر صورتت پف کرده؟!گفتم :خوابم می یاد...
اقا بابا فرمود:توکه شبا عین مرغ ساعت ۱۰می خوابی دیگه خوابت چیه؟؟؟
می بینین تورو خدا؟...راستش آقا بابا دختر دوست نداره اینو همه می گن بعضی وقتا یه تبعیضهایی قائل می شه که ازش عصبانی میشم...اما چه می شه کرد؟
اینو می گم فکر نکنین آقا بابا یه آدم بی سواد یا متعصبه ها در واقع آقا بابا دکترا داره (دکترایه فیزیک اتمی)...ما سه تا خواهر برادریم یعنی من و دوتا داداش یکیشون که دوقلوی خودمه اسمش آریاست
و اون یکی اسمش رامبد که از ما بزرگتره
...رامبد عاشق منه بر خلاف آریا که اذیت می کنه رامبد همیشه هوامو داره و نازمو می کشه آی حال می ده
....توی این میون کسی که عاشقانه دوستم داره مامانمه که همیشه شاهزاده خانوم صدام می کنه
اسم این وبلاگ رو هم با توافق مامانیم و داداش رامبد انتخاب کردیم
از اینها بگذریم الان رامبد صدام می کنه بعدا بقیه اشو می نویسم .
(توجه این ماله دو روز پیشه)